دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Friday, July 23, 2004

خبرگزاری خداداد، واحد شيراز! اينها رو از شيراز راپورت می دم! الان نشستم توی يک کافی نت که سريعترين ارتباطی رو داره که من از موقعی که اومدم ايران دیدم! کلی حال می ده با اينترنت کار کردن اينجا. دوروزه که اينجاييم، يعنی پنجشنبه صبح زود با خانم دکتر جوديث لرنر و آقای دکتر تورج دريايی، هردوشون عين خودم خوره تاريخ و از اين حرفها و همه هم بقول خودمون «ساسانی باز»، رسيديم شيراز. از اونجايی که يکی از اين حضار از من هم خل تر بود (خودتون حدس بزنيد کدوم يکی!)، همون اول صبحی، ساعت هشت، راه افتاديم به طرف فيروز آباد در حدود 150 کيلومتری جنوب شيراز. سر راه، «قلعه دختر» رو که احتمالا" يکی از دژهای اردشير پابکان بوده ديديم  و بعد رسيديم دم يک رودخونه کوچک که روی صخره مقابلش، يک نقش برجسته بود. نقش اردشير اول ساسانی در حال دريافت نشان سلطنت. حدود نيم ساعت زير آفتاب نشستيم و به نقش نگاه کرديم و راجع بهش بحث کرديم! فکر کنم رانندمون کلا" توی عقل داشتن ما سه تا شک کرده بود!!!! بعد رفتيم قصر اردشير در «اردشير خوره» (گور) نزديک فيروزآباد. من عکسهاش رو ديده بودم، اما واقعا" عظيم بود. سه تالار گنبد دار، چندين ايوان، اتاقهای متعدد، حياط ، و يک ورودی که روبروی يک تالاب بود. احتمالا" اطراف تالاب هم زمين رو سنگفرش کرده بودند برای مهمانی. بعد از اين قصر، بقول معروف هاروهوروگشنه برگشتيم و سر راه کباب خورديم (غذای هميشگی راههای ايران! يک کسی فکری به حال جهانگردها بکنه!). شب هم بنده سردرد داشتم از کم خوابی و به زور دنبال دوستان توی بازار وکيل راه افتادم و همين. امروز هم چهارساعت رونديم و رفتيم دارابگرد، يک شهر ساسانی که به صورت دايره ساخته شده. حدود 20 دقيقه جاده سنگلاخ هم رونديم تا رسيديم کنار يک نقش برجسته از اردشير يا شاپور اول. نيم ساعتی هم اونجا بوديم و اگر راننده کذايی شکی هم داشت، در اينجا برطرف شد؛ بخصوص که يک 20 دقيقه ديگه هم رونديم تا برسيم به «مسجد سنگی»، يک بنای ساسانی که يا آتشکده بوده يا کليسا (من فکر می کنم کليسا بوده و مقر اسقف دارابگرد) و در زمان اتابک سعد بن زندگی، با کندن يک محراب، تبديل به مسجد شده. گفتم «کندن محراب» چون بيشتر ساختمان توی دل کوه کنده شده. سر راه برگشت هم رفتيم ديدن «قصر ساسان» در سروستان که شبيه قصر اردشير در فيروزآباد بود، اما ليونل بير مرحوم فکر می کرده که ساسانی نيست و احتمالا" در اوايل دوره اسلامی ساخته شده. به هر حال، از قصر اردشير کاملتر بود و با اينکه کوچکتر بود، اما به نظر ميامد که تزئيناتش خيلی بيشتر بوده. خلاصه، حالا هم برگشتيم شيراز و فردا انشالله استراحت تا اينکه يکشنبه بريم تخت جمشيد و نقش رجب و نقش رستم و استخر  (پايتخت فارس در دوره ساسانی). عکسها هم طبق معمول، وعده به بعد، هرچند که اگر اين ارتباط خوب باشه، شايد همينجا يک کاريش کرديم!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Tuesday, July 20, 2004

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home