دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Saturday, February 21, 2004

لوس آنجلس هرچقدر هم آدم از لوس آنجلس و اخلاقيات مردمانش و زرق و برقش خوشش نياد، بازهم هرچندوفت يکبار لازم می شه که مسافرتی به اونجا کرد. ايندفعه هم پشک به اسم من افتاد. من از محيط لوس آنجلس، پت و پهن بودنش، ماشينهاش و بزرگراهاش، ادا و اطوارهای مردمش (بخصوص هموطنان محترم) زيآد دل خوشی ندارم. اما به هرحال، در دور بودن از ايران، بهترين جاست برای سبک کردن نوستالژی ها و از اين حرفها، مضافا بر اينکه به علت بودن گروه بزرگی ازملت پاک آريايی (!!!)، همه خدمات و بقول انگريزی ها، «سرويس» توی همين دور و بر هستش. دليل اومدن ايندفعه اينه که يکی از دوستانم که استاد دانشگاه در رشته تاريخ باستانه و گروهی از استادان تاريخ ايران از سراسر دنيا و من، يک پروژه ای درست کرده ايم به اسم «ساسانيکا» که هدفش اينه که تمام کسانی که روی تاريخ و فرهنگ دوران ساسانی کار می کنند رو دور هم جمع کنه و نوشته ها و مقاله هاشون رو منتشرکنه و سکه ها و مهرهای ساسانی رو منتشر کنه و يک صفحه اينترنت هم برای همين پروژه بسازه (که احتمالا" به زودی نسخه اوليش رو روی شبکه می ذاريم و خبرش رو اينجا بهتون می دم»). از طرفی هم من برای دوره دکترای رشته تاريخ اقتصاد ساسانيان توی دانشگاه لوس آنجلس (يو سی ال ای!) قبول شدم و احتمال داره از سال ديگه مجبور شم بيام اين شهر فرشته های در دوزخ! خلاصه، امروز کلی به بحث و فحص در مورد اين برنامه گذشت و بايد روش کار کنيم و شايد کم کم که مشغول کار هستم، يک چيزهايی هم اينجا بنويسم. گذشته از اينها، بيشتر وقت به ملاقات افراد خانواده و دوستان گذشت که بهترينشون، جناب پيام چرندياتی، معرف حضورتون هست که پريشب منزل ايشون خوابيديم و ياد دوران کودکی کرديم (جوانی کجايی که يادت بخير). من هم اينها رو از منزل ابوی ايشون می نويسم و منتظر نزول اجلال خود جناب چرندياتی هستيم. به غير از اين، خبر جالبی نيست غير از اينکه از شانس ما، اينجا يکضرب بارون مياد. حالا ملت لس آنجلس نشين که ادعای خوش آب و هوايی دارند، خودشون جواب گو باشند. پانوشت: توی کتاب فروشی شرکت کتاب لوس آنجلس، يکدفعه طرف راستم رو نگاه کردم، ديدم «ابی» بقل دستم وايساده! اونهايی که عشق خواننده دارند، يادداشت کنند! پانوشت 2: اين مصاحبه شبکه الجزيره با چند تن ازمدافعين حقوق «اقليتها» (کذا) در ايران رو بخونيد. بخصوص جوابهای آقای اکبر آزاد و ذکر خيرشون از «شهيد بزرگ» سيد جعفر پيشه وری(!!!!!!). حتما سياحت کنيد. (از کوزه همان برون تراود که در اوست، بعضی ها بدجوری سوتی می دند و طبيعت خودشون رو ظاهر می کنند!).



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Tuesday, February 17, 2004

ويروس تفکر ادبی چند وقت پيش، داشتم کتابی رو در مورد جامعه شناسی ابن خلدون می خوندم نوشته سيد جواد طباطبايی. نويسنده اش رو نمی شناسم (اگر کسی اطلاعاتی ازش داره، متشکر می شم)، اما به نظر مياد آدم با مطالعه و صاحب نظری باشه و به حرفی که می زنه حسابی مسلط، هرچند که به نظر من زيادی از نثر غيرروان و مغلقی استفاده می کنه که مخاطب کتابش رو، نه بر مبنای سواد بلکه بر مبنای حوصله، محدود می کنه. به هر حال، توی مقدمه کتاب، به نکته بسيار خوبی اشاره کرده بود و اونهم انحصار مطالعه و تحقيق در متون قديمی برای ادباست. اصولا" اکثر کتابهای «کلاسيک» و متون قديمی ما رو، فقط کسانی که به ادبيات علاقه دارند می خونند. تحقيق درباره گلستان سعدی و ديوان ناصرخسرو و شاهنامه فردوسی، متعلق است به متخصصين زبان فارسی و ادبا و تنها مسئله مورد بحث هم صنايع ادبی و نظير اينها. البته متون تخصصی مثل «قانون در طب» يا رساله نورشناسی ابن هيثم استثنا هستند، اما بيشتر متنهای قديمی ما در حوزه کار متخصصين ادبيات قرار می گيرند. شايد همين اصرار بيش از اندازه در نگاه کردن به جنبه ادبی آثار قديمی بوده که باعث شده ما الان با نوشته های دانشمندان قديمی اروپا آشناتر باشيم و نظرات سياسی و اجتماعی کسانی مثل ولتر و روسو رو بهتربشناسيم تا صاحبنظران خودمون. اما حقيقتيه که متون قديمی ما، خودشون می تونند برای نگاه کردن به طرز فکر سياسی و اجتماعی و حتی اقتصادی دورانهای تاريخی، منابع بی نظيری باشند. گلستان سعدی، بخصوص در بخش «سيرت پادشاهان» و «اخلاق درويشان»، مملو از نظريات سياسیه . مثلا" اينکه در ديدگاه سعدی، وظيفه پادشاهان خدمت به ملته، نه زور گفتن و فرمان دادن: پادشاه پاسبان درويش است/گرچه رامش به فر دولت اوست/گوسپند از برای چوپان نيست/بلکه چوپان برای خدمت اوست ناصر خسرو در نوشته هاش يکی از اولين مطرح کنندگان مليت و وطن پرستي در ايرانه و همين نظرياتش برروی شکل گيری حرکت اسماعيليان الموت به رهبری حسن صباح اثر گذاشته. فردوسی در شاهنامه هم وطن پرستی رو تشويق می کنه و هم نظريات سياسی ارائه می ده، مثل حق الهی پادشاهان (درست و غلط نظريات را کاری نداريم). امکان تحقيق و حتی نوشتن پايان نامه های متعدد و مختلفی در اين زمينه ها وجود داره. فکر می کنم تقريبا" از بيشتر متون قديمی ما بشه همچنين استفاده هايی کرد و واقعا" وقت اين رسيده که سعی کنيم با ديد تازه ای به اين نوشته ها نگاه کنيم. کسی می تونه پيشنهادی بکنه؟



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home