دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Thursday, January 22, 2004

به نظر مياد خودزنی و سعی در سرنگون کردن و از هم پاشيدن از اخلاقيات ما ايرانی ها باشه. فکر می کنم يک مسئله روانشناختی اجتماعی، شايد حملات پی در پی خارجی و بی دوام بودن همه چيزها در طول تاريخ ما، باعث اين شده باشه که ايرانی ها هميشه در ناخودآگاهشون هميشه اين احساس رو داشته باشند که هيچ چيزی برای مدت زيادی پابرجا نمی مونه. شايد يک مکانيسم حفظ کردن خود آدم از افسوس آينده است که به خيلی ها اين احساس رو می ده که قبل از اينکه «دست روزگار» چيزی رو ازمون بگيره، بهتره خودمون خرابش کنيم که بعدا" دلمون نسوزه! دل نبستن مردم به همه چيزهای اطرافشون، بی صبری، اين هميت همگانی برای نابود کردن يا حداقل بی قدر کردن همه چيزهای اطراف، نمونه های اين احساس هستند. حرکتهای سياسی پيشرو، هميشه به دست طرفداران خودشون بی مقدار می شوند. امير کبيرها و قائم مقامها به دست اطرافيان نزديک خودشون نابود می شوند. حتی اين نوشته های دور و بر اينترنت در مورد پوچ بودن حرکتهايی مثل ايجاد وبلاگ، خبررسانی اينترنتی، مجلات الکترونيکی، و الخ، خودشون سعی ای هستند برای نابود کردن يک دستاورد جديد، شايد برای اينکه از «ابتذال» و «گندکشيده شدن» در آينده اش جلوگيری کنند. برای من خيلی عجيبه، شايد همينجا باشه که بعضی وقتها فکر می کنم صد در صد مردم رو نمی فهمم.



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Monday, January 19, 2004

شاعر فارسی زبان چين! من بخاطر اين تحقيقی که دارم انجام می دم، اخيرا" خيلی به روابط باستانی بين ايران و چين توجه کرده ام. بيشتر مردم در مورد تجارت جاده ابريشم و روابط تجاری ايران و چين، چيزهايی شنيدند. «چين و ماچين» هم که در داستانهای ما فرواوونه و از سمک عيار تا امير ارسلان نامدار، همه يک سفری هم به چين کرده اند! چند نفری هم شايد اين مقاله روخونده باشند. بازرگانان سغدی و خوارزمی، عملا" بيشتر بازار چين رو در اختيار داشته اند. مشاوران بازرگانی خيلی از امپراتورهای سلسله «تانگ» و «سونگ»، ايرانی بوده اند. وقتی که مغولها ايران رو تسخير می کنند و در چين هم سلسله «يوآن» رو پايه گذاری می کنند، بيشتر دبيرهای دولتی، وزرا، و مشاوران اقتصاديشون رو از مردم شمال شرق ايران (سمرقند و بخارا و مرو و نيشابور) انتخاب می کنند. همين امتيازات زياد به ايرانی ها، باعث می شه که بعد از سرنگونی مغولها در چين و پايه گذاری سلسله «مينگ»، چينی ها شروع کنند به پاکسازی ايرانی ها از دستگاه حکومتی خودشون، و اين آغاز «گوشه گيری سياسی» چين است که در تاريخ چين، به عنوان مقدمه ای برای عقب افتادگی اقتصادی چين و ضربه پذير شدنش در برابر نيروهای استعماری محسوب می شه. اما نکته جالب اينه که در همون زمان پاکسازی ايرانی ها از دولت چين، بزرگترين دريانورد چينی، «ژنگ هه»، پسر يک زوج ايرانی بوده که احتمالا" ازسمرقند به پکن کوچ کرده بودند! ولی فکر کنم از همه جالبتر، بزرگترين شاعر چين، لی پو ، باشه! اين آقا که معروف بوده به سرودن اشعار عاشقانه و وصف می و يار، احتمالا" در حال مستی هم غرق شده و به علاوه سرودن اشعار آبدار، خودش رو هم به آب داده! هرچند که خيلی ها خوششون نمي ياد که اين مسئله ذکر بشه، ولی تقريبا" همه متخصصين متفق القولند که زبون مادری لی پو، فارسی و يا سغدی بوده! پدرش که از بازرگانان موفق ايالت سیچوان بوده، احتمالا" همراه نرسی، نوه يزدگرد سوم، به چين اومده و در اونجا ساکن شده. خوندن ترجمه شعرهاش بد نيست، و شباهتهاش با سروده های شاعران ايرانی، به شدت عجيبه!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home