دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Thursday, January 15, 2004

دنيای وارونه مدتی هست که به يک افسردگی خاص دچار شدم. از اون افسردگی هايی که قديميها در وصفش گفته اند: «از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست.» متعجبم که از کی تا به حال، تمام روابط انسانی ما وارونه شده؟ از کی تا به حال، وقتی کسی توی خيابون به آدم گدا کمک می کنه، با تعجب بهش نگاه می کنيم؟ از کی تا به حال وقتی کسی داد می زنه که کمک می خواد و چيزی توی گلوش گير کرده، همه از اونور خيابون می ريم و فکر می کنيم طرف حتما" ديوانست، واللا موسسات جامعه مدنی ما که اگر کسی کمک بخواد، حتما" بهش کمک می کنند!!!! چرا وقتی کسی که از قيافش معلومه کمی عقب ماندگی ذهنی داره و داره آروم برای خودش تو خيابون راه می ره و سر راهش، در يک سطل آشغال بوگندو رو که باز مونده، می بنده، فکر می کنيم طرف کار عجيبی کرده؟ چه بلايی سر خيرخواهی و انساندوستی اومد؟ از کی تا به حال يادمون رفته که خودمون هم به عنوان انسان، وظيفه هايی داريم و همه چيز رو نمی شه به عنوان اينکه ما فقط يک «شهروند» هستيم، از سرمون رفع کنيم؟ آيا همين بی توجهی ما، همين واگذار کردن کارها به «کاردونها» بجای اينکه خودمون مسئوليت برعهده بگيريم و عمل کنيم، آيا همين سهل انگاری های خودمون، باعث اين نيست که دولتهای مدرن زمان ما، هنوز با ما مثل دولتهای قرون وسطی رفتار می کنند و هنوز هم سياستمداران بی توجه به خواسته مردم و حتی قوانين، هرکاری که دلشون می خواد می کنند و ما هم دلمون خوشه به اينکه رای می ديم و در اداره خودمون داخليم؟ از کی تا حالا، نظر داشتن و ابراز نظر کردن و برمبنای نظر و عقيده عمل کردن، تبديل شده به يک چيز بد؟ اين دنيای وارونه مال کيه؟



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home