دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Tuesday, December 09, 2003

درد ادبيات چند وقته کتاب خوبی نخوندم. نه اينکه اصلا" کتاب خوب نخونده باشم: کلی تاريخ، زبانشناسی، افسانه شناسی، و مقالات دوستان و استادها رو خوندم، اما کتاب داستان نه. آخرين داستانی که خوندم، «سووشون» سيمين دانشور بود که برای دهمين بار، بلکه هم بيشتر، می خوندم. قبلش، رمان «چراغها را من خاموش می کنم» کار زويا پيرزاد رو خوندم که باعث شد «طعم گس خرمالو» رو هم بخرم و بخونم، که بد نبود. کتابهای انگليسی و آلمانی هم بی مايه شده اند. من از امثال استيون کينگ و بقيه که خوشم نمی ياد، کتاب برنده جايزه نوبل، کوتزی، رو هم خوندم که خوب نبود. جايزه بوکر هم که گند زده. کتابهای آلمانی هم به همون بی بخاری، يکی از داستانهای طنز «افرائيم کيشون» رو خوندم که جالب بود، ولی نه اينقدری که ارزش داشته باشه آدم به عنوان کتاب خوب بشناستش. خلاصه، به مشکل کم کتابی دچار شدم. شما رو به خدا، يک کتاب خوب، اگر شد به انگليسی که بشه اينجا پيداش کرد، به من معرفی کنيد، والا مجبور می شم برای بار بيستم، «دزيره» يا «دائی جان ناپلئون» رو بخونم! يک موضوع کاملا" بی ربط: توجه داريد که جلال آل احمد و مقلدين نثرش، خيلی مواقع جملاتشون رو با «و» شروع می کردند؟ ("و من اصلا" چکاره ام؟ و الخ..."). فکر کنم جلال فکر می کرده داره نوآوری می کنه، و خيلی ها هم اين کار رو بداعت در ادبيات ايران می دونند. اما بنده در ضمن تحقيقاتم در مورد حرف ربط «و» متوجه شدم که شروع کردن جملات در سغدی (از زبانهای ايرانی ميانه) با «و» کار بسيار معمولی بوده! پس جلال حتما" سغدی می دونسته و خودش هم خبر نداشته!!! پانوشت: من حالم خرابه، حرف بی ربط می نويسم. اگر می خواهيد از شّر من خلاص بشيد، يک کتاب خوب معرفی کنيد، والا هرچی ديديد، از چشم خودتون ديديد: اين يک تهديده!!!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Monday, December 08, 2003

چيز ميز شنيديد که يکی از خبرنگاران خارجی می ره پيش نخست وزير ايران، سوال می کنه که جناب وزير، قضيه اين که ايرانی ها همه چيز رو دوباره تکرار می کنند، مثلا :"چيز-ميز، چراغ پراغ، و..." چيه؟ جناب وزير هم می گه: شما گوش نکنيد، اينها شايعه مايعه است! حالا يک آقای محترمی هم داره راجع به همين موضوع پوزوع ها يک تحقيق محقيقاتی می کنه، از من هم خواهش ماهش کرده که يک لينک پينکی بذارم به اين پرسشنامه مرسشنامه ای که برای اين کار طرح مرح کرده. شما هم بريد سوال موالاش رو جواب مواب بديد، ضرر مرر نداره. فقط وقت پقت اضافه داشته باشين، يک بيست دقيقه ای طول مول می کشه!!!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home