دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Thursday, October 30, 2003

سلطان موسيقی؟! توی خبرها آمده بود که ويگن درگذشت. خدا بيامرزه، تسليت به فرزندانش و برادرش. به ويگن می گفتند «سلطان جاز ايران». خيلی لقب جالبيه. بگذريم از اينکه ويگن اصلا" موسيقی جاز کار نکرد، اما سوال بزرگتر اينه که چرا ايران سلطان «جاز» نياز داره؟ جاز موسيقی امريکاست، چرا سلطانش توی ايرانه؟ فکر کردم که خوب، سلاطين غير ايرانی موسيقی خودمون رو هم نام ببريم که ويگن احساس تنهايی نکنه. با اجازه فرانک سيناترا: سلطان ماهور امريکا الويس پريسلی: سلطان شور امريکا مايکل جکسون: سلطان شيش و هشت امريکا بيچ بويز: سلاطين بندری امريکا جنيفر لوپز: سلطان ابوعطای امريکا مايکل بولتون: سلطان دشتی امريکا



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Wednesday, October 29, 2003

ايران، کشوری که قبلا" پارس ناميده می شد! امشب، جناب ريچارد آرميتاژ (معروف به پرچمدار امام حسين و طبال چی يزيد)، توی تلويزيون خدمت مجمع امور خارجه سنای امريکا در مورد ايران گزارش می داد. اين جناب آرميتاژ فعلا" معاون وزير امور خارجه امريکاست و به نظر خيلی ها، وزير خارجه واقعی! ايشون مسئوليت کلی از فروش اسلحه به عراق در دوران جنگ با ايران و همينطور وظيفه آتش بياری معرکه رو در تسخير نظامی عراق داشته اند. جناب آرميتاژ امشب بنا بود ذهن سناتورها (يا بقول توفيق، ثناتورها) رو در مورد مسائل ايران روشن کنه، و اينقدر اين ثناتورهای امريکا صفر کيلومتر هستند که حرفهای اين همبونه، بعضی مواقع معنی می داد در مقابل تغوظات آقايان که قبل از شنيدن گزارش، انگار تصميمشون رو در مورد نتيجه گرفته بودند و از همون اول، شاخ و شونه حمله نظامی می کشيدند. البته، در اين وسط من به عنوان پليس تاريخ، حواسم رفت پهلوی يکی از افاضات جناب معاون وزير، و اون هم توضيحشون راجع به ايران و ايرانی ها بود:«ايران، که تا مدتی قبل پارس خوانده می شد، الان تبديل شده به کشوری که در اون، پارسها دارند تبديل به يک اقليت می شوند.»!!! حالا بقول بزرگترها، خر و بيار و باقالی بارکن! ما چطوری به اين شيخ بفهمونيم که به جان آقابزرگمون، مملکت ما هيچوقت اسمش پارس نبوده و 2000 سال قبل هم شاهامون به خودشون شاه ايران می گفتند؟ و اينکه کدام پارسها دارند تبديل به اقليت می شند؟ مشهدی ها پارس هستند يا کرمانی ها يا سيستانی ها يا تهرانی ها يا اصفهانی ها يا بندرعباسی ها؟ خلاصه يک نامه ای نوشتيم خدمت جناب و با ايميل فرستاديم، حالا ببينيم کسی توی اين وزارت خانه عظيم، اصلا" نگاه هم به نامه ما می کنه؟



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Monday, October 27, 2003

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Sunday, October 26, 2003

دوگير به ملت! ای بخشکی شانس! ما (و مردم بقيه دنيا) اگر شانس داشتيم که اسممون شانسعلی بود! در ضمن، اين گزارش دوست عزيز خودم، عمو هودر، رو هم از سخنرانی خانم آذر نفيسی در تورنتو بخونيد. با وصف حسين از خانم نفيسی کاملا" مخالفم و فکر می کنم که بجای وصفی که حسين نوشته، خانم نفيسی نمونه دقيق کلمه ignoramous است!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home