دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Thursday, June 26, 2003

جنگ ستارگان، دارث ويدر، و سياست جهانی مقدمه ای نامربوط به اصل مطلب! اين برادر هودر، چند روز پيش يک لينکی به ما داد و خلاصه آتشی در سوختگان عالم زد. اما چون لينک کذايی، به شماره آرشيو مطلب بوده، انگاری ملت فقط می رند و اين مطلب رو می خونند و به بقيه سخنان گهربار و جديدتر بنده گوش نمی دند! نبادا! ما هرروز اينجا افاضات می کنيم به مولا! حالا اصل مطلب: داشتم فکر می کردم که توی فيلمهای هاليوودی، مثل جنگ ستارگان، خيلی از شخصيتهای منفی، آخر سر تبديل می شند به يک شخصيتی که اول خوب بوده اند و مسائل تراژيکی، اونها رو به راه بد کشونده. دست بر قضا، آخر فيلم هم معلوم می شه که شخصيت بد فيلم با شخصيت خوب فيلم رابطه خانوادگی داره و پدر يا مادر يا برادر و يا خواهرشه (همين آستين پاورز هم به هکذا! دکتر ايول برادر آستين در اومد!). فکر کنم بهترين نمونه، رابطه دارث ويدر، يکی از معروفترين شخصيتهای منفی تاريخ سينما، با لوک سکای واکر، شخصيت مثبت فيلم جنگ ستارگان باشه. بعد از سه قسمت که دارث ويدر سعی داشت لوک و دوستانش رو عين کباب بره، «گريل» کنه(!!!!) آخرش معلوم می شه که جناب ويدر، پدر لوک تشريف داره. اين رابطه عجيب که من اسمش رو می گذارم «ارتباط ويدری»، امکان اين رو داره که به سياست جهانی هم بسط داده بشه. کل داستان جنگ ستارگان و برخورد خير و شر، بسيار اغراق شده و سياه و سفيد بود (سياه مثل رنگ لباس دارث ويدر و سفيد مثل لباس شاهزاده خانم ليا). الان هم توی سياست جهانی، شخصيتهای منفی، خيلی سينمايی و يک بعدی هستند. يا اسامه بن لادن هستند که تمام وجودشون شره و هدفشون فقط کشت و کشتار، يا کيم جونگ ايل که از قيافش گرفته تا کارهاش، همه کارتونيه و ساختگی. از اونطرف، شخصيتهای مثلا" خوب اين فيلم سينمايی، بوش و بلير و امثالهم اجمعين، همه اتو کشيده هستندو مرتب و متدين و مهربان و خلاصه تصويری از کمال، يعنی يک نوع ديگه فيلم. حالا مسئله اينجاست که کارگردان اين فيلم سينمايی (فرض کنيم اسمش هست «جنگ بر عليه تروريسم») می خواد اين فيلم رو کجا تموم کنه؟ آيا قراره اسامه بابای بوش از آب دربياد و صدام برادر بلير؟ فکر کنم اين فيلم پرفروش تابستان 2005 باشه. بليتها رو از الان رزرو کنيد که غفلت موجب پشيمانيست!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Tuesday, June 24, 2003

بدون شرح! اصلاحات قانون اساسی امريکا، معروف به «اعلاميه خقوق» اصلاحيه اول: مجلس نبايد هيج قانونی را در جهت پايه گذاری يک دين رسمی مطرح کند و يا با هرگونه پايبندی دينی مخالفت ورزد؛ يا مانعی در برابر آزادی بيان، نشريات، حق مردم برای گردهم آيی صلح آميز، و حق مردم برای دادخواهی از دولت، بوجود آورد اصلاحيه دوم: نيروی جنگی منظم، که از لزومات يک جامعه آزاد است. حق مردم برای حمل اسلحه نبايد تخطئه گردد.



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home