دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Friday, April 25, 2003

يک استاد باستانشناسی توی دانشگاه برکلی هست به اسم ديويد استرانا. متخصص باستانشناسی خاورميانه و بخصوص ايران و عراقه. توی کردستان حفاری کرده، اولين کسی بود که ثابت کرد اون ساختمون توی پاسارگاد مقبره کورشه، و کاشف اين نکته که باغهای فرانسوی در واقع از روی مدل باغهای پارسی هخامنشی اقتباس شده اند. ده سال رئيس موسسه بريتانيايی تحقيقات ايرانی بوده (همونی که دوباره توی باغ تابستونی سفارت انگليس باز شده). خلاصه آدميه که با گوشه گوشه ايران و عراق آشناست و بهشون علاقه داره. ديروز، توی کلاسش، از يکنفر باستانشناس استراليايی متخصص باستانشناسی ايلام دعوت کرده بود که در مورد آخرين حفاری هاش توی منطقه نورآباد ممسنی حرف بزنه. صحبت جالبی بود، هرچند که به دليل کم بودن وقت حفاری زياد به جايی نرسيده بود. در مورد دشت رود فحلان حرف زد که خيلی جالب بود. اما گذشته از اين، ديدن خود استرانا جالب بود که از دفعه آخری که ديده بودمش (سه ماه پيش)، انگار هفت سال پيرتر شده بود. از کسی پرسيدم چی شده، گفت استرانا وقتی موزه بغداد رو غارت کردند، تا سه روز گريه می کرده! خيليه، آدم هفتاد ساله، سه روز گريه کنه! تمام عمرشون توی خاک و گل می گردند که به اندازه يک کوزه گلی، تيله شکسته جمع کنند، بعد در عرض يک روز، حاصل تمام عمر بيست تا مثل خودشون رو می دزدند. خبر داريد که لوح قوانين حمورابی، سر مجسمه سناخريب، تنها لوح بدست اومده به زبون ميتانی، و خيلی آثار ديگه منحصر به فرد رو دزديدند؟ بعضی ها می گند حالا چهارتا تيکه سنگ و چوب که اين حرفها رو نداره. اما به نظر من، از بين رفتن هر تکه از آنها صدمه ای به کيفيت زندگی تمام انسانيت می زنه که اصلا" قابل تخمين هم نيست. هرتکه اثر باستانی، قسمتی از شخصيت همه ماهاست.



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Sunday, April 20, 2003

من هفت ساله که توی اينترنت می گردم و خيلی چيزها رو توش ديدم. اما تا حالا هيچ وبسايتی نتونسته بود منو به حالی بندازه که دلم بخواد برم بيرون، نفس عميق بکشم، و گلاب به روتون، از کثافت آدمها يک شکم تميز قی کنم. اين رو ببينيد، معرفی نامشون رو بخونيد، و ببينيد چه کسانی دارند آينده ما رو رقم می زنند.



جاتون خالی، ديشب رفتيم سخنرانی خانم مهرانگيز کار توی دانشگاه برکلی. خيلی جالب بود؛ برعکس همه سخنرانی های معمول اينجا که يک سری آدمی که دهها ساله از ايران دور بودند، ميان و می خوان برای همه تکليف مشخص کنند، خانم کار خيلی متين و موقر اومد و دوکلمه حرف زد که معنی داد و چندتا مطلب رو به آدم ياد می داد. دمش گرم. در مورد مراحل قضايی توی ايران، موانع قانونی برای دفاع از حقوق بشر، وارد شدن قوانين اسلامی در بدنه قضايی کشور که بر مبنای قوانين حقوقی کشورهای غربی نوشته شده، و مسائل ديگه جالب بودند. به هر حال، برای اونهايی که توی ايران بوده اند و تونستند قبلا" اين حرفها رو بشنوند احتمالا" جالب نيست، اما برای من که سالی دوماه توی کشور خودم وقت دارم و ارتباطی از طريق وبلاگه واز اين حرفها، بار آموزشی خوبی داشت. اسماعيل خوئی هم اونجا بود که امروز هم جلسه شعرخوانی داره. متاسفانه جناح هنری بنده شديدا" زخمی شده، نتيجتا" بجای خورد شدن اعصاب خودم بخاطر قصابی زبان فارسی، تصميم گرفتم برم پيک نيک! حداقل مجبور نمی شم ناخنم رو بجوم!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home