دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Friday, March 28, 2003

آخرين کشفيات بنده در رابطه با نوشتن فارسي وقتي سر کامپيوتر خود نيستيد: اصلا نيازي به اديتور لامپ نيست! توي همين صفحه نظر خواهي من بنويسيد و بعد کات و پيست کنيد (در همين راستا و در غياب حرف قبل از ح. پارسي رو هم پاس بداريد!!!!) اين دعواي عراق هم بالا گرفت و بالاخره دوستاني که ادعاي آزادي عراقي ها رو داشتند زورکي اعتراف کردند که خلاصه مقصود نفته و صدام و کردها بهانه! اما مسئله داره وخيم مي شه: تمام روزنامه هاي اين فرنگستان پره از مقالات در مورد مسئله کردستان و اينکه بنا بر قراردادهاي دهه سي بين عثماني و دولت بريتانياي اکبير کردها بايد مملکت خودشون رو داشته باشند. همه صحبت هم از فحايايي هستش که ترکها و عربها در حق کردها مرتکب شدند. اما کسي نمي تونه در مورد ايران حرف بزنه. مطلب اينه که در صورت شکل گيري کردستان عراق وضعيت مملکت ما به کدوم صورت مي شه؟ در زماني که کشورهاي دو در سه اروپا در صدد اتحاد هستند به کدوم دليل از تکه شدن کشورهاي ما اينقدر طرفداري مي کنند؟ ما قرنها با هم بدون مشکل زندگي کرديم و صلاح الدين ايوبي کرد و بدرالدين زنگي ترک و ابن سيناي فارس و ابن خلدون عرب٫ با هم به خوشي زندگي کرديم. نمي شه حالا اين سفيران آزادي دست از سر ما بردارند و به ازاي درس دادن به ما تشريف ببرند کار مملکتها خودشون رو درست کنند؟



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Wednesday, March 26, 2003

من الان آلمانم. الحمدلله کسي تصميم نگرفت اين هواپيماي ما رو بلايي سرش بياره. به هر حال عمو حميد که خيال منو از لحاظ بلاگر راحت کرد. ورژن بهشتيش هم در اومده! اين بار اوليه که با اديتور مرحوم لامپ مي نويسم. نمي دونم اون دو حرفي که بين ث و ح قرار مي گيرند رو بايد حطور بنويسم (همين ح! نمي دونم کو اين حرف قبل از ح! کمک بابا!) البته ربط به اينکه کي بورد کامپيوتر کريس آلمانيه هم داره! از ِيک نظر خوبه. آدم رو وادار مي کنه به دنبال کلماتي بگرده که اينها رو توش نداره (مثل همين وادار. نمي تونم بنويسم بحاي!!!) به هر حال. يک دو هفته اي وبلاگ نوِيسي من سخت مي شه. نا اميد نشيد که به زودي بر ميگردم!!!! (صداي ناله تاسف خوانندگان محترم کاملا محسوسه!)



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Monday, March 24, 2003

من امروز در راه رفتن به آلمان هستم. دعا کنيد که کسی تصميم نگيره بلايی سر اين هواپيمايی که من توش هستم بياره!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home