دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Saturday, January 11, 2003

در راستای اينی که شماها فکر نکنيد ما فقط بلديم ارزيابی شتابزده کنيم يا اينکه در مورد مسايل تاريخی و جغرافيايی زر بزنيم، يک کارهای مردونه ای کرديم که شما ببينيد بدتون نمی ياد! بالاخره من و پيام رو بغل هم بزاری بايد يک چيزی از توش در بياد ديگه!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Wednesday, January 08, 2003

ارزيابی شتابزده سال 2002 ميلادی البته واضح و مسلم است که سال 2002 ميلادی، عينا" مثل سال 2001، دارای 365 روز و 6 ساعت و 6 دقيقه بود. انسانهای بسيار زيادی در اين سال، بدنيا آمدند، خوردند، خوابيدند، انسانهای مثل خودشون رو با روش غير کلونی(!!) درست کردند، از زندگيشون لذت بردند و يا سر خوردند، و آخر هم مردند. شتابزدگی اين قسمت از ارزيابی ما به دليل شتابزدگی زندگی ماست که انگار تمام هدفش اينه که ما رو زودتر به خط پايان برسونه. توی اين سال، آدمهای کمی توی اين دنيا، مثل سالهای قبل، شکمهاشون رو انباشتند، در حالی که خيلی ها معنی سيری رو هم نفهميدند. کشورهای «پيشرفته» حدود 17 برابر کشورهای «پسرفته» از منابع طبيعی استفاده کردند. توی خيلی جاهای دنيا، مجله ها و روزنامه هايی که به مردم خبرهای اساسی رو می رسوندند، به دليل نبودن کاغذ، تعطيل شدند، اما در امريکا برای هر فرد روزی 100 گرم کاغذ تبليغاتی فرستاده شد که مستقيما" به آشغالدانی سرازير گشت. توی اين سال، روسای 4 شرکت بزرگ چند مليتی، به اندازه بودجه چند کشور افريقايی روی هم، پول از شرکتهاشون بلند کردند و کسی هم آخ نگفت. توی اين سال، با يک کودتای بی سر و صدا، يک گوساله 52 ساله و تمامی گله اش، کنترل بزرگترين قدرت نظامی و اقتصادی دنيا را در دست گرفتند و شروع کردند فرياد «وا دمکراسيا(!!!!!)» سر دادن. اين سالی بود که خيلی ها چهره واقعيشون رو نشون دادند. توی اين سال، مردم دنيا نشون دادند که عقلشون خيلی بيشتر از اونيه که بعضی ها تصور می کنند، اما زورشون به هيچ جا نمی رسه. هنوز هم زور به عقل سواره. توی اين سال، خيلی ها فکر کردند مردم خر تشريف دارند و با جعل حقايق می شه برای هميشه فريبشون داد، اما جوجه های بسياری در پايان اين پاييز سرد در انتظار شمارش به سر می برند. اين سال، سال اول آخرين مرحله دومين دوره تاريخ بشری بود. 2000 سال ديگر، باستانشناسان تاريخ ما رو هم جزو تاريخ دوران باستان حساب می کنند و تعجب می کنند که ما چقدر احمق بوديم. و ما چقدر زودباوريم و چقدر حافظه کم گنجايشی داريم. به سال 2003 خوش آمديد!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Tuesday, January 07, 2003

اين وبلاگ چيه؟ دفتر خاطراته؟ نه! من توی دفتر خاطراتم، مسائل روز نمی نويسم و مقالات تاريخی صادر نمی کنم. روزنامه نگاری هم نيست، اونجوری که هودر بيان می کنه، چون من يادم نمی ياد خبر داغی رو از اين وبلاگها شنيده باشم يا اينکه مقاله تحقيقی بسيار پر مغزی خونده باشم. فکر کنم بهترين تعريف وبلاگ و وبلاگ نويسی، يک محل غيبت کردن درندشت و بی در و پيکره! کمتر کسی می شه که به همسايه وبلاگيش کاری نداشته باشه. ملت راجع به تجربه هاشون با هم حرف می زنند، پشت سر هم حرف می زنند، و حتی ضد هم سخنرانی می کنند. حتی يک نفر هست که تمام وقتشو داده که بر عليه خورشيد خانم بنويسه، چرا که دختر بيچاره يک چيزهايی نوشته که بقيه خوششون اومده. واقعا" اين وبلاگ چيز جالبيه! بگذريم. اين چند وقته کلی از اوقات من صرف خوندن و نوشتن شده. دارم يک داستان تاريخی می نويسم که در بياد، جان خودم الکساندر دوما به خودش می لرزه! در اين ضمن، کلی هم در موردش تحقيق کردم و کتابهای مختلف خوندم. ايکاش مثل عمو کتابدار ايران بودم و می تونستم ببينم حال و هوای تحقيقات تاريخی اونجا چجوره. کسی توی اين عالم وبلاگ، به غير خودم، مورخ و «عتيقه» هست؟ چطوره ما هم مدل اين آهوی سه گوش و هفت دم، يک وبسايت مخصوصه کارهای تاريخی بزنيم و کلی کارهای اصولی انجام بديم که اسممون به عنوان خدمتگزاران وبلاگی به جا بمونه؟ بقوله کارل مارکس به علاوه هرودوت:«ای مورخين عالم، متحد شويد!» (به خيال اين يارو نيم پهلوی و «امروز فقط اتحاد (کذا.)» نيفتيد ها!)



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Sunday, January 05, 2003

داشتم توی اين برنامه ای که آمار بازديدکنندگان وبلاگ من رو می ده نگاه می کردم، ديدم کلی از ملت از طريق گوگل به طرف ما کشونده می شند. اما خنده دار، کلماتيه که دنبالش می گشتند و گوگل از روی اونها، ما رو نشون داده! سياحت کنيد: فردوسی، بوف کور، مدل لباس (!!!!)، ادبيات ايران، تاريخ، زندگی در لندن، موندم مردم توی گوگل دنبال چیا بگردن، راهشون به در خونه خورشيد خانوم کشيده می شه!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home