دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Saturday, December 28, 2002

قرارشده بود من جسارتا" توضيح بدم که چرا اصل جشن کريسمس يک جشن مسيحی نيست و برمی گرده به يک باور ايرانی-رومی که در تاريخ اديان به اسم «ميترائيسم» شناخته می شه. قبل از اينکه اين رو بنويسم، بگم که هدف من بی قدر کردن هيچ آدم و يا عقيده ای نيست و قصد توهين هم ندارم. ميترائيسم دينی بود که از حدود قرن اول ميلادی در روم رواج پيدا کرد و تا حدود قرن هفتم هم بطور قابل ملاحظه ای در اروپا رواج داشت، حتی در ميان آلمانی ها و گل ها که از دستنشاندگان رومی ها بودند. اين دين فقط برای مردها بود و بيشتر بين سربازان رومی رواج داشت. خدای بزرگ اين دين، ميترا (يا ميثرا) نام داشت که هميشه در حال قربانی کردن يک گاوميش به تصوير درميامد. اين خدا با ميثرای ايرانی که خداوندگار بزرگ گروه اهورا و خدای دوستی و قراردادهای اجتماعی بود، فرقهای اساسی داشت. اصولا" وجود دين ميترائيسم به صورتی که در روم وجود داشت، در ايران ديده نشده. ميترای رومی احتمالا" از بنمايه ميترای ايرانی به علاوه عناصر سريانی و يونانی بوجود آمده. سمبلهای گاو و آب هم از مخلوط کردن نشانه های اساطيری ايرانی که ربطی به ميترا نداشته اند بوجود آمده. در خود ايران هم ميترای آريايی که در ابتدا تولدی نداشت، با شمش بابلی همذاتی پيدا کرد و شب 21 دسامبر (يلدا) که تولد خدای شمش بود، به ميترا نسبت داده شد. بعضی از خصايل ميترا هم در دوران هندو-اروپايی با ديگر خدايان نظير «وايو» و «ايندره» نزديک شد و به ميترا کارهاي اضافه ای نظير خدای نور و روشنی را هم اختصاص داد. کل آئين ميترا بسيار مرموز بود و بيشتر مراسم در خفا و در معابد زيرزمينی انجام می گرفت، کما اينکه بسياری از کليساهای قديمی اروپا روی پی های معابد ميترايی ساخته شده اند. محبوبيت اين دين به اندازه ای بود که وقتی کنستانتين (قسطنتين) بزرگ، امپراتور روم، مسيحيت را آزاد کرد، اسقفها و کشيشهای مسيحی شانس زيادی برای جلب کردن مردم نمی ديدند. اين موضوع وقتی که ثئودوسيوس اول مسيحيت رو دين رسمی روم شرقی اعلام کرد، اهميت خاصی به خودش گرفت. قدغن کردن اکيد ميترائيسم و تنبيه سربازان خاطی از جمله عکس العملهای دولت برای محدود کردن نفوذ ميترائيسم بود. اما برای محبوب کردن مسيحيت، اقتباس از ميترائيسم و مانوی گری (دين محبوب ديگر امپراتوری روم)، به صورت کار معمولی در آمد. هرچند که خيلی ها از اين عمل بيزار بودند و به زنده کردن دوباره آئين ميترا علاقه بسياری داشتند، مثل يوليانوس کافر که سعی داشت مسيحيت رو محدود کنه و با ترتيب دادن يک فلسفه منظم برای ميترائيسم، اين دين رو پرقدرت تر از گذشته بکنه. تا اواسط قرن ششم ميلادی، تولد حضرت مسيح در روم در حوالی ششم ژوئن جشن گرفته می شد. در خاورنزديک (سوريه و ايران بخصوص)، اين جشن در اوايل ژانويه بود، رسمی که هنوز در بين ارامنه ايران معموله. در زمان سلطنت ژوستنين (فلاويوس يوستنيانوس)، يک کنگره بزرگ از تمام سران کليسای «غرب» (يونان و روم) تشکيل شد. يکی از مسائل مورد بررسی، مسئله ادامه مراسم «کافرانه» در بين مردم بود، از جمله جشن تولد ميترا در 21 دسامبر. در اين کنگره، بحثهای زيادی درگرفت که در اون سعی شد تاريخ تولد حضرت عيسی رو دقيقا" مشخص کنند. مدارک حکومت رومی «يهوديه» در زمان تولد حضرت مسيح، از بدنيا آمدن شخصی به اسم «عيشو» فرزند مريم و يوسف در بيت اللحم خبر می داد. اين مدرک تاريخ تولد رو دو سال قبل از ميلاد مسيح نشون می داد. در اون زمان، در مورد جعل اين مدرک بحث بزرگی بين پدران کليسای غرب و «کاشفان» مدرک، يعنی اسقفهای کليسای شرق، در گرفت. در آخر، کليسای غرب تصميم گرفت که بنا به ملاحظات اجتماعی و بدليل اينکه تاريخ تولد عيسی مسجل نيست، روز 25 دسامبر، يعنی 4 روز بعد از تولد ميترا و دقيقا" «هفت» روز قبل از سال نو (اول ژانويه) رو تاريخ تولد عيسی قرار بدهند و به اين طريق، جشن آخر دسامبر را از تولد ميترا به تولد عيسی تغيير بدهند. دليل اينکه بسياری از افسانه های تولد ميترا (بدنيا آمدن در طويله، ملاقات سه مغ و...) به عيسی نسبت داده شد، همين موضوع تغيير تاريخ بود.



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Tuesday, December 24, 2002

ما که البته هم شيعه علی هستيم و هم خاج پرست، هم به ستاره داوود احترام می زاريم و هم به مجسمه بودا، هم اشم وهو می خونيم و هم گيتا، اما امشب شب نوئل يا به قول انگليس زده ها، کريسمسه، نتيجتا" به همه آدمهايی که اين عيد رو جشن می گيرند، تبريک می گم و اميدوارم تعطيلات خوبی داشته باشيد و لذت ببريد. (موعظه بنده که اين درواقع جشن به دنيا اومدن ميترا، خدای قراردادهای اجتماعی و دوستيه، بماند برای بعد!)



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home