دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Friday, December 13, 2002

من از اونهايی هستم که دبيرستانم رو توی ايران در زمان به اصطلاح «نظام قديم» رفتم، هرچند که اين کلمه به آدم اين احساس رو می ده که سنش شده سه رقمی، اما به جان خودم، 8 سال بيشتر نيست که من ديپلم گرفتم. به هر حال، در اون زمانهای باستانی، واسه امثال من که علوم تجربی می خونديم، سال اول «تعليمات اجتماعی» گذاشته بودند، سال دوم «تاريخ»، سال سوم هم «جغرافی». اين بود کل پايه علوم مثلا" انسانی ما. سال دوم که تاريخ می خونديم، بيشتر کتابمون يا پر بود از «جنايات» پادشاهان يا از مبارزات ملت عليه طاغوت. يک قسمت تاريخ معاصر هم داشت با عکس يک سرباز امريکايی که مشغول بريدن شکم يک ويت کنگ بود، عکس دردآور که اصلا" آدم رو از باز کردن کتاب تاريخ زده می کرد. معلم ما، يک آقايی بود اهل منقل. جای شما خالی، صدای بم و گرفته، اخلاق شوخ، دبير حرفه ای، با معلوماتی که از دوران دبيرستان، خاکش رو نگرفته بود. عينا" آدم رو ياد اون آق معلمايی می انداخت که جعفر شهری توی کتاب تهران قديمش وصف می کنه. خلاصه، اين استاد، بعد از لب گرفتن از معشوق در زنگ نماز و خودسازی به تمام معنی، میومد سر کلاس که به فرزندان وطن، درس تاريخ بده. يادمه می نشست پشت ميز، کتاب رو ورقی می زد، به ميز اولی ها می گفت چند خط بخونند، بعد می نشست به توضيح دادن. به دوران نيمه معاصر که می رسيد (دهه 20 يا 30)، می رفت توی حال و از خاطراتش تعريف می کرد، از زمانی که ول می گشته و دنبال دردوسر بوده، از وقتی که توی خواندنی ها يک داستان نوشته بوده، از اين حرفها. بعضی وقتها که خوب به خودش رسيده بود، ميومد و به من می گفت تو توضيح بده. من هم هرچيزی که به ذهنم می رسيد رديف می کردم و به بعضی جاها که می رسيدم و نوشته های کتاب رو دوست نداشتم، حرفهايی مطابق ميل خودم می گفتم. يادش بخير، جناب دبير هم که در حالت نيمه چرت، حرف سياست رسمی زدن رو از ياد برده بود، سری تکون می داد و بر می گشت به ملاقات پادشاه هفتم! حالا از اين وضعيت، اگر کسی از تاريخ خوشش بياد بايد گفت حالش خرابه! نمونش خود بنده!!!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Tuesday, December 10, 2002

اين چند روزه مشغول رفت و روب و رسيدگی به وب سايتم بودم که مدتی بود اصلا" سراغش نرفته بودم. من اين وبسايت رو سال 1996 راه انداختم، وقتی که نه گويايی بود و نه اين همه سايت ايرونی توی اينترنت. اولش هدفم اين بود که يک مختصری راجع به تاريخ ايران توش بنويسم و بعد هم همين. اما الان، 6 سال بعد، می بينم که تاريخ ايران هنوز هم در اينترنت جايی نداره و به منه که بهش توجه کنم. به همين خاطره که الان يکساله که هی تحقيق می کنم و به محتويات اين وبسايت اضافه می کنم. امروز، بخش سومش رو که تاريخ ماد باشه، تموم کردم. يک سری به ايرانولوژی و صفحه تاريخ ايران بزنيد و کمی بخونيد. دلتون هم خواست به دوستانتون توصيه کنيد.



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Monday, December 09, 2002

اين چند روزه، سرم کلی شلوغ بوده. اولش که ارتباط اينترنتم رو قطع کردم چون که پدرم رو در آورده بود. اما به جاش، DSL گرفتم که سرعتش تا 1.5 مگابايت می رسه! عاليه، تمام برنامه هايی رو که می خواستم الان دارم! زنده باد. خبر ديگه هم اينکه بالاخره جواب تز بنده هم اومد و به سلامتی و ميمنت، قبول شدم. قراره يک فقره مدرک فوق ليسانس بچسبونند بيخ تنور زندگی ما! اينجا که اومدم، فرق بين اروپا و امريکا برام مشخص تر شده. قبلا" که فقط امريکا زندگی می کردم، نمی فهميدم که تا چه حدی اين ملت در مورد دنيا بی اطلاع هستند، اما ايندفعه برام روشن شده. حتی بچه ها هم اينجا حساسيت کمتری دارند و قشر دانشجو که هميشه روشنفکرتره، در اينجا زياد از خودش مايه نمی زاره. تازه، اينجا برکليه و مثلا" روشنفکرترين دانشگاه امريکا. من کلی راجع به همين پديده وبلاگ با همه صحبت کردم و سعی کردم در مورد اثرش توضيح بدم. بعضی از استادهای متخصص مسائل فعلی ايران هم حتی از وبلاگ خبر ندارند. راستی، ما اينهمه شعار می ديم راجع به آثار وبلاگ، چرا وبلاگهای همه شده کبريت بی خطر؟ يک سوال ديگه: چرا در ضمير ناخودآگاه ما، روشنفکری و چپ زنی مترادف شناخته می شوند؟ نه در ايران، بلکه حتی در امريکا؟



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home