دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Monday, June 17, 2002

باورتون می شه که امريکا از مکزيک برد؟ برزيل و بلژيک هم بد شد، من از بلژيکی ها خوشم مياد (حالا بارون فحشه که سرازير بشه!). از طرفی، من گير اين ملت ايران به ايتاليای چرت و مزخرف رو نمی فهمم. الهی ذليل شن به حق علی! يه چيز جالب واستون بگم. اومدن اينهمه ايرونی به اروپا، يک اثر جالب روی کارها گذاشته، اونهم پيدا شدن مواد غذايی ايرونی توی مغازه های فرنگيه! من امسال اينجا هم چاقاله ديدم، هم گوجه، هم هلو انجيری! دکونهای عطاری هم سماق می فروشند! جالبيش اينه که حالا ادويه جنوب فرانسه مثل اورگانو معروف شده. يک زمانی اينها تمام دنيا رو به ... دادند واسيه ادويه هند و چين، حالا خودشون شدن ادويه فروش.



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Sunday, June 16, 2002

از سر بيکاری، يک وبلاگ انگليسی هم زدم! يه نگاه بندازيد: Braindroppings



من معمولا" زياد واسم مهم نيست کسی توی اين قسمت نظرخواهی چيزی بگه (مثل اون طرفی که فکر کرده بود ما پولداريم!)، اما چون اين پيام اظهارات کرده، عرض کنم که صفحه کامپيوتر من بر مبنای 1024X768 pixles تنظيم شده، در نتيجه اين مشکلات جا نگرفتن همه فريمها پيش اومده. توی صفحه من، زياد که نيست هچ، کم هم هست و از بغلها زيادی مياره! در اسرع وقت همه چيز رو در صدی می کنم که مشکلات پيش نياد. مرسی! اما يک ارزيابی شتابزده بدم خدمتتون، حظ کنيد. اين يکی حاصل نشستن سه ساعت مداوم در کنار دريا، گوش دادن به مردم، و خوندن يک کتابه که اصل هميشه حاضر تفکر روشنفکری و علمی اروپا و امريکا، يعنی همون اروپا مرکز بينی کذائی (Eurocentrism) رو زير سئوال می بره. از طرز برخورد مردم و نگاهها و بقيه، به اين نتيجه کلی رسيدم که در تصور ناخودآگاه مردم، جهت غرب و شمال يعنی خوب و پيشرفته، ولی هرچه به طرف شرق و جنوب می ری، پيشرفت کمتر می شه، بخصوص شرق که از جنوب بدتره. اين حتی برای زبان هم صدق می کنه، انگليسی (غربی ترين زبان) بهتر از فرانسه، فرانسه برتر از آلمانی و ايتاليايی، و قس عليهذا! اين قضيه استعمار زبانی هم مثل خيلی تفکرات استعماری ديگه، کلی ريشه داره. بقول اين دوست بلژيکی من، نژاد پرستی در عصر جديد، جاش رو داده به فرهنگ پرستی و تبعيض فرهنگی، نمونه اش هم در محبوبيت ژان ماری لوپن ها و پيم فرتوين ها که اصل فرهنگ غربی رو برتر از بقيه می شمرند ( اين آخری که از سر اتفاق ناگواری، يک ماه پيش ترور هم شد، از قضا خودش استاد جامعه شناسی هم بوده!). حالا، رسوب اين طرز تفکر در افکار خود شرقی ها جالبه که هرچه شرقی باشه رو بد می دونند و برای "تجدد"، "بايد از فرق سر تا نوک پا فرنگی شد." (نقل از سيد حسن تقی زاده). بجای اينکه نتيجه اين باشه که فرهنگها هر کدام در بستر خودشون کارآیی دارند و هر چند که با اقتباس و اصلاح، می شه به تقويت فرهنگی دست يافت، اما نبايد منکر کارآیی و اصالت فرهنگی شد، بعضی ها در حال بسط دادن طرز فکر بالا و حتی گسترشش به زمينه زبان و نگارش هم هستند. نمونه اش هم کسانی که «خيرخواهانه» پيشنهاد تغيير خط فارسی رو می دهند، بخاطر اينکه جگر گوشگان در خارج، از ياد گرفتن الفبای آبا اجدادی، عاجزند. عوض اينکه متوجه بشوند که معضل، طرز تدريس و بردن بچه به کلاس فارسی کذائی در روز تعطيل شنبه است، با هزار اشکال به خط فارسی بدبخت و با نسبت عربی و غيره دادن بهش، سعی در پاک کردن صورت مسئله دارند، عادت ايرانی! جالب هم اينست که دلسوزان محترم، جديدا" بهانه جديدی هم پيدا کرده اند، آنهم نوشتن فارسيست در اينترنت، غافل از اينکه اين بهانه هم بزودی با پيشرفت تکنولوژی نظير همين يونيکد، از بين می رود. بالاغيرتا"، بچسبيد اين زبان را. در آينده، راجع به اين الفبای فارسی و امکانات تصحيح و مشکلات تغيير، باز هم می نويسم. ايدون باد!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home