دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Friday, June 07, 2002

يکی بود، يکی نبود. توی يک مرغزار سبز، يک کشوری بود به اسم کشور خر در چمن (اگر فکر می کنيد زيادی صادق هدايتی شد، صبر کنيد که اين هنوز از نتايج سحر است!). آره، توی اين مملکت خر در چمن، يک بچه يتيمی بود به اسم زبون فارسی. عين همه بچه يتيمها، هرکی که رد می شد و (جسارته) تلنگش در می رفت، يک دو بامبی می زد تو سر اين بچه و بعد هم راهشو می کشيد و می رفت. اين بدبخت يتيم، چون نه سرپرستی داشت و نه وکيل وصی، نتيجتا" آلت دست هر نيمچه روشنفکر بی سوادی بود که هرجور که می خواست، ازش سواری می گرفت. اوايل بچگيش، عربی بازی مد بود و کلی صداهای حلقی و همچنين، به خورد اين بچه رفت. با اين حال از اونجايی که بچه يتيم هميشه ياد می گيره با نون خشک هم صفا کنه، بالنتيجه با همين قوت لايموت هم پروبالی گرفت و شد چيزی. اما بعدش، يک گروه بی سوادتر از اولی، عين قوم ياجوج و ماجوج، ريختند سر بچه و کلی کلمات فرنگ مآبانه مثل "دوسيه" و "کونستيتاسيون" به خوردش دادند. بچه يتيمه هم صداش در نيومد و با همين روزی هم شکر خدا کرد، خوبهاش رو خورد و بدها رو تف کرد. با اروپلان و کونستيتاسيون قهر کرد، اما از کمد و استکان و بودجه بدش نيومد. حالا، توی ايام ميانسالی هم اين جماعت نيمه صلاحيت دار، دست از سر اين بدبخت ور نمی دارند و کلمات انگريزی رو با لهجه فنارسوی به حلقوم بيچاره فرو می کنند و بعد هم بالاتر می شينند که بله، داريم يتيم داری می کنيم. عنقريبست که يتيم بچه زبون فارسی، رودل تولرانس و اپوزوسيون و پارادايم بکنه و رو دستمون بمونه. يتيم که صاحاب نداره!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Wednesday, June 05, 2002

امروز بالاخره از يک سفر کوتاه به ژنو و لوزان برگشتيم. نزديک بودن شهرها در مرکز اروپا مسافرت رو خيلی آسون می کنه. بد نگذشت، بخصوص قايق سواری روی درياچه لمان! اما تمام مدت مخ ما سر کار قضيه جام جهانی و بعد هم بازی تنيس فرانسه. خوشم اومد از قضيه سنگال، اما باخت 8-0 عربستان از آلمان، خجالت ما رو از نرسيدن به جام جهانی بيشتر می کنه، بخصوص که با باند بازی، بقيه عربها می خواستند که ايران رو از رفتن به ژاپن باز دارند، که موفق هم شدند، اما که نماينده آسيا، جناب عربستان، به اين صورت گند بزند. تنيس باز بد نيست، احتمالا" الکس کورتخا از اسپانيا می بره، حالا ببينيم!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home