دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Thursday, April 25, 2002

پيام هی خوشمزه می نويسه و کلی توی اين عالم وبلاگ سوسه پيدا کرده، ما هنوز اندر خم يک کوچه ايم! اما يک فروند نظريه دارم، اسمش رو بذاريد زوايد عقايد بنده! (عجب اسم وبلاگی می شه). بخونيد ببينيد نظرتون چيه؟ چيزی که می خوام بگم، اصلا" قضيه دايی جان ناپلئونی نيست، نتيجتا" بدون خوندن همه چی، قضاوت نکنيد. ببينيد، ماجرا اينجاست که چه بخواهيم و چه نخواهيم، ديد انسانهای غربی نسبت به غير اروپايی ها (امريکا هم جزوشون) ديديست کمی از بالا به پايين، گيرم تحقير آميز، هرچند ناخواسته. اين ديد، حتی در محافل علمی هم هست و اصلا" از پايه های تحقيقات علوم انسانی (اعم از تاريخ و انسانشناسی و جامعه شناسی) در دنيای غرب حساب می شه. يعنی به هر حال، تحقيق در امور مردم غير اروپايی، برای پی بردن به ماهيت اونها نيست، بلکه هدف نهايی مقابله و مقايسه است با اروپا. همين تفکره که به مثلث شيطانی کيسينجر-برژنسکی-هانتينگتون تبديل می شه. يک دانشمند مرحوم امريکايی بنام جيمز بلات James Blaut کتابی نوشته بنام جهان از ديدگاه استعمارگران The Colonizer's Model of the World که درش، به در آوردن ريشه طرز تفکر حاکم علمی در خصوص علوم انسانی در غرب دست می زند. چکيده حرف بلات اين است که مجموعه ای از باورهای مسيحی، علاقه های اقتصادی، و گذاره های فرهنگی، باعث شد که در طول قرون 19 و 20، اروپاييان دست به ساختن نظريه ای بزنند به نام «نظريه انتشار اروپايی» Eurocentric Diffusionism. اين نظريه چند عنصر اصلی دارد: 1- ملل اروپايی بطور طبيعی آزادی خواه، نو آور، روشنفکر، و مايل به پيشرفت علمی و اقتصادی هستند. 2- ملل غير اروپايي، بطور طبيعی تسليم زور، مقلد، مرتجع stagnant، و راضی به شرايط حداقل هستند. 3- سير طبيعی تمامی پيشرفتهای بشری، بوجود آمدن عقيده در اروپا، و بعد انتشار آن در دنيا است. 4- تنها اروپايان دارای توانايی تصور و عملکرد منطقی هستند و تصورات ملل ديگر بی نظم و کتره ای است. در اين نظريه، ارض اقدس و بين النهرين باستان هم از اجزاء اروپا حساب می شود، اما قبل از يونان. يونان در طی قرون 18 و 19، به عنوان سلف تمدن اروپايی موقعيتش رو تامين کرده بود. در جواب اين موضوع که پيشرفت جوامع غير اروپايی نظير چين، هند، و ايران را چگونه بايد توجيه کرد، اين نظريه ادعا می کند که پيشرفت اين جوامع يا قبل از ظهور مسيحيت بوده و يا اگر هم بعد از آن بوده، فاقد مشخصات منطقی و بصورت ستمگرانه و تحت حکومت های «مستبد شرقی» Oriental Despotism صورت گرفته. بطور خلاصه، مجموع قسمتهای اين نظريه (من تنها کمی از آنها را بيان کردم)، برای توجيه استعمار بکار رفته است، بدينصورت که مستعمره گران، به دست آويز اين نظريه، کار خود را خيرخواهانه و مثبت می دانستند. در اين محيط، استعمار نه تنها بد نيست، بلکه برای ممالک مستعمره شده، تنها راه پيشرفت هم هست. يعنی استعمار از تجربه استعماری بيشتر از آنی که سود برده باشد، به مستعمرات سود رسانده و يگانه راهی که کشورهای غير اروپايی می توانند از يوغ استبداد، ارتجاع اجتماعی و اقتصادی، و عملکرد بی منطق خلاص شوند، تقليد از اروپا و عملکرد آنست. اين عقيده چنان پا برجاست که حتی بعد از استقلال کشورهای مستعمره در نيمه دوم قرن بيستم، اين تفکر که «تنها راه پيشرفت، تقليد از اروپاست» هنوز هم در بيشتر کشورهای رو به توصعه وجود دارد. اين تفکر در واقع باعث به جا ماندن نهادهای کشورهای استعمارگر در مستعمرات سابق شد و به ريشه دار شدن باور «تجدد از راه تقليد» انجاميد (« برای متجدد شدن، ما بايد از فرق سر تا نوک پا فرنگی شويم» نقل به معنی از سيد حسن تقی زاده). اين تصور هنوز هم تصور غالب در بيشتر دنياست، و سازمانهای اقتصاد جهانی Washington Consensus(بانک جهانی، صندوق پس انداز بين الملل، سازمان تجارت جهانی) هم تمام نسخه های پيشرفت در کشورهای در حال رشد را بر اين مبنا می پيچند و حتی خود اين کشورها هم فکر می کنند که تنها راه پيشرفت يعنی استفاده از تجربه اروپا: صنعتی شدن! بمرور زمان، رنگ مذهبی اين نظريه کم رنگ شده و در حال حاضر، کمتر کسی در جهان غرب مسئله را به صورت دينی وصف می کند. اما تصور پيشرفت طبيعی اروپا و اروپايی بودن تمايل به آزادی، از پی های اصلی دانش آموختن غربی است. بنظر من، بجای مسئله مذهب، غربی ها در حال حاضر به مسئله دمکراسی وابسته شده اند و با بردن دمکراسی به يونان باستان و اروپايی کردن آن (مسئله ای که پايه تاريخی ندارد)، به اين تصور کلی رسيده اند که آزادی و دمکراسی، از خصوصيات تمدن غرب است و شرقی ها، به صورتی خاص، تمايلی به اين امر، و يا حداقل، آموخته های محلی برای پايه گذاری اين دمکراسی ندارند. اروپا بطور طبيعی شکل دهنده دمکراسی بوده، اما شکل طبيعی شرق، استبداد است و تنها راه نجات، يعنی دمکراتيزه کردن شرق با مدل اروپايی. اين تفکر حتی در روشنفکران خود ما، نظير حجاريان، هم وجود دارد، کسانی که گذشته شرق را استبدادی می دانند و راه نجات را دمکراسی اروپايی با آميزه فرهنگی ايرانی و اسلامی. زيربنای اين تفکر هم همان تصور ارتجاع فکری شرق و پيشرفت طبيعی غرب است. بخاطر همين باور، کسانی مانند سيلويو برلوسکونی و سناتور گری باور، بطور واضحی هدف از جنگ افغانستان و فلسطين را دفاع از تمدن غرب می دانند. تمدنی که برای رستگاری بقيه بشريت، ناچار از فشار بروی آنهاست. توضيح: در اينجا کلمات استعمار، ارتجاع و امثالهم، بدون توجه به معنای کمونيستی و جمهوری اسلامی آنها بکار رفته اند. اينها ترجمه ساده کلمات Colonialism, Stagnation and Progress هستند!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Tuesday, April 23, 2002

ای بابا، سرتو که بر می گردونی، می بينی سه چهار روز گذشت و هيچی ننوشتی و الانه که وبلاگه محترم به وبلاگات راکده بپيونده و بره به زباله دان تاريخ! اما در عوض، يک سر بزنيد به صفحه تاريخ و حظ کنيد که در فصل اول، چقدر اطلاعات دست اول نوشتم! انشالله به زودی ترجمه به فارسی هم می کنم. يک ارزيابی شتابزده برای امروز. چرا هر کسی از ايران جديدا" مياد خارج، شروع می کنه به صحبت از نا امنی در تهران و نقل قتل و خفه کردن پيرزن و دزدی؟ مد شده انگار که همه فکر کنند تهران نا امنه؟ انگار هموطنان مقيم لس آنجلس و نيويورک و لندن، تا حالا لای پنبه بودند و در اين شهرهای "امن" تا به حال اسم سرقت مسلحانه و تيراندازی در مدرسه و از اين حرفها رو نشنيدند! يعنی دلخوشکنک دارند و بهانه برای اينکه برنگردند ايران؟ به اين وضعيتی که بوش و شارون و بقيه در آوردند، قضيه «عيد ديگه در ايران» که شعار 22 ساله مهاجرين محترم بوده، حالا داره به حقيقت نزديک می شه، گيرم به ضرب دگنک! برادران و خواهران محترم جمع کنيد که خر دجال در راهه، هی هی جبلی قم قم!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home