دلمشغولی ها

کتاب

تاريخ و فرهنگ ايران در عصر انتقال از دوره ساسانی به دوره اسلامی. دکتر محمد محمدی ملايری

The Venture of Islam. Marshall G. Hodgson, University of Chicago Press, 1977

Shahrestani-ha i Eranshahr. Touraj Daryaee. Mazda Publishers, 2002

آهنگ

Crossroads, Eric Clapton, 2001

The Memory of Trees Enya, 1995

Films

باران: مجيد مجيدی

Russian Ark: Alexander Sukorov Russia/Germany/France, 2001

 

Wednesday, December 19, 2001

دوباره سلام. حق بديد که با اين سر شلوغی، باز هم من بموقع اين حرفام رو "آپ ديت" (!!!) می کنم. در ضمن، دم همگی گرم برای جواب ندادن به سؤال من در مورد تغيير خط فارسی! اما بعد، اون کلمه فرنگی رو نوشتم که سر يک زخم ادبی رو باز کنم که مسئله ترجمه باشه. البته قبل از من، مرحوم قاضی و جناب استاد کريم امامی هم راجع بهش نوشتند و دست ما هم کوتاه، اما ما هم دوزار اينجا نظر می ديم، جا که تنگ نکرديم، ها؟ راستش بخنديد يا نه، من به ادبيات کودکان علاقه زيادی دارم. اونهايی که منو از نزديک می شناسند، می دونند که کتابهای اريش کستنر و ميشائل انده و بخصوص تن تن و آستريکس، هنوز هم جزو کتابهای محبوب من هستند. هرچند که برای اين علاقه دلايل بزرگانه و اديبانه هم دارم، اما دليل راستا حسينيم اينه که ازشون لذت می برم. در همين راستا (ای خدا پدرتو بيامرزه سيد ابراهيم!)، وقتی مجموعه هری پاتر در سال 1998 معروف شد، عليرغم مخالفتی که با کتابهای پرفروش دارم، تصميم گرفتم که همشون رو بخونم. تصميم خوب و مثبتی هم بود. بعد از پايان جلد چهارم، بنا رو گذاشتم که کتاب اول رو به فارسی ترجمه کنم، بخصوص که استادم گفت که با آشنايی که با هردو فرهنگ و ادب فارسی و انگليسی دارم، ترجمه ام خوب از آب در مياد. من هم هندونه ها رو زير بغل زدم و ترجمه رو شروع کردم. حدود صفحه 150 بودم که معلوم شد يک جوونمردی قبل از من اينکار رو کرده. منهم گفتم حتما" کار طرف عاليه که به اين زودی هر چهارتا کتاب رو ترجمه و چاپ کرده، در نتيجه فاتحه قضيه رو خوندم و رفتم سر زبانشناسی خودم. اخيرا"، يک نسخه از ترجمه فارسی جلد اول هری پاتر به تورم خورد و با ولع خوندمش. نمی خوام در اينجا کل کتاب رو تجزيه و تحليل کنم، اما هميشه احساس کردم که مترجم بايد کاملا" به هردو زبان و فرهنگی که در کار ترجمه اش داخلند، وارد باشه. شايد ساده ترين مشکل اين ترجمه، عنوانش باشه. اسم کتاب رو در فارسی گذاشتند: «هری پاتر و سنگ جادوگر»! سنگ جادوگر؟ بقول همشهريمون، اين چه چيز است؟ اگر کتاب رو بخونيد، متوجه می شيد که اين عنوان، ترجمه مستقيم Harry Potter and the Sorcerer's Stone است. در زبان فارسی، اين سنگ رو از قديم الايام، «سنگ کيميا» می گفتند، و همين سنگ است که در جستجويش، زکريای رازی و امثالهم، زندگيشان را گذراندند! حتی در امريکا هم همين مسئله را در نظر گرفتند و اسم کتاب را گذاشتند Philosopher's Stone که اصطلاح امريکاييست. اما مترجم محترم وطنی، وقت نگاه کردن به فرهنگ را هم نداشتند، و بچه های ايرانی که کتاب را می خوانند، يا فکر می کنند اسم سنگ کيميا، «سنگ جادوگر» است، يا اينکه در داستان، سنگی وجود دارد با کلاه بوقی و مخلفات، که جادوگری می کند! همه اينها گفته شد به غرض اينکه بگويم ترجمه ادبيات مهم است، و دانستن و در جريان ادبيات روز بودن، برای ما اثر بخش است، همانطور که پايه های ادبيات نوين داستانی ما بر ترجمه آثار خارجی گذاشته شده. اما فقط دانستن زبان شرط توانايی در ترجمه نيست و مترجم بايد در کار خود حرفه ای باشد و در ادبيات زبانهای ميزبان و مهمان، حتی الامکان، مطلع. والسلام. عيد فطر و شب يلدا و نوئل و خناکا مبارک!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Monday, December 17, 2001

السلام! شرمنده اخلاق ورزشی همه دوستان برای غيبت طولانی! اما توی اين مملکت خاج پرستها، نوئل در اومده، همه جا تعطيله، از جمله اطاقهای کامپيوتر اين دانشگاه عتيقه ما! خلاصه فکر کنم نوشتن من اين چند وقته، قرضی باشه. اما از اونجايی که من کرم خاصی در زمينه اذيت کردن مردم دارم، بگذاريد بقول معروف اين کک رو به جون همه بندازم و مسئله بوداری رو مطرح کنم که سرش کلی دعوا در گرفته. اما بينی و بين الله، شما ها دعوا نکنيد! عرض می شود که نظر شما در مورد تعويض و به اصطلاح فرنگی کردن خط فارسی چيه؟ لطفا با کمال ادب، نظراتتون رو بفرستيد. من نتيجه رو بعدا اينجا منعکس می کنم. تا بعد، کريسمس مبارک!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!



. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .


Home